عماد الدين حسن بن علي الطبري
412
كامل بهائى ( فارسي )
روايت كنند كه رسول فرمود : ان الصلاة جائزة خلف البر و الفاجر « 1 » . نماز جايز است در پس هر نيكوكار و بدكارى و مع هذا گويند امامت عام بر فاجر جائز نيست و در امامت عام داخل بود امامت نماز نيز پس به نسبت با امامت نماز فاجر شايد بنابراين ، اين نيك شخص هم فاجر بود و هم غير فاجر و به ضرورت هر كه امامت عام دارد او را شايد كه نماز به جماعت نكند . عايشه گويند كه چون آواز ابو بكر به سمع رسول رسيد كه نماز مىكرد با جماعت در مسجد در مرض موت برخاست و دست بر دوش على و فضل نهاد و پاها بر زمين مىكشيد تا به مسجد رسيد و در پيش رفت و نماز كرد ، پس چون رسول او را در آخر عمر از امامت نماز عزل كرد امامت او عام نيست و ندانند كه چون رسول نماز به سر گرفت و بر او هيچ التفاتى نكرد دليل است كه نماز او و جمعى كه با او اقتدا كرده در موقف قبول نيست . و قول عايشه دلالت مىكند بر آنكه امامت او بىاجازت رسول بود و الّا او را عزل نكردى پس تقدم او از عايشه بود كه بلال را فرستاده بود به پدر و او را بدان كار داشته . مسأله ، ايشان روايت كنند كه ميان دو قبيله از انصار خصومتى بود رسول رفته بود تا ميان ايشان صلح دهد نماز شام دير شده بود ، امت عبد الرحمن بن عوف را مقدم كرده بودند رسول درآمد و اقتدا به عبد الرحمن كرد چون سلام بازداد مردم ابا كردند كه چگونه شايد كه رسول در پس امت نماز كند . رسول فرمود : ما يموت نبى من انبياء حتى يصل خلف رجل من امته ، نمىميرد هيچ پيغمبرى از پيغمبران مگر آنكه نماز كند در پس مردى از امت خود . اگر اين روايت صدق است عبد الرحمن به امامت و خلافت از ابو بكر اولى باشد زيرا كه به اتفاق ايشان اينجا عبد الرحمن را عزل نكرد و در نماز اقتدا به او كرده تمام نمود و اينجا اقتدا به ابو بكر نكرد و نماز او را قطع كرد . آنجا اجماع امت و رضاى رسول بود و اينجا اختيار عايشه و عزل رسول . به زعم ايشان عبد الرحمن مرضى رسول بود و ابو بكر براى اين نماز متنازع فيها و عبد الرحمن امام رسول بود و امت و ابو بكر در آن وقت هيچكدام . مسأله ، اگر خصم گويد كه على تعظيم صحابه كردى و اين دليل امامت ايشان است .
--> ( 1 ) - الغدير 7 / 159 با اختلاف .